غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

558

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

روم و فرنك و نقود نامعدود و جواهر خوش‌رنك آنچه توانست و لايق دانست بآستان سلطنت آشيان فرستاد و وعده كرد كه متعاقب يكى از اولاد امجاد را بملازمت فرستد و اگر حكم همايون نفاذ يابد خود نيز بسدهء سنيه امامت و كرامت شتابد و ميرزا شاه حسين و ملاذ سادات خافقين هم در قشلاق نخجوان بپايهء سر بر سليمان زمان بازآمده تحف و تبركات شيخشاه را معروض گردانيدند و آنچه از كمال اخلاص و نيازمندى آن جناب مشاهده نموده بودند بسمع اشرف اعلى رسانيدند و اينمعنى موجب ازدياد فرح و سرور پادشاه مؤبد منصور گشته آن زمستان در غايت كامرانى اوقات خجسته ساعات مصروف داشت و همت بر استيفاء لذات روحانى و استحصال مرضات سبحانى گماشت ذكر توجه موكب نصرت آثار از نخچوان بييلاق ايلقار و اشتغال بامر فرح‌افزاى صيد و شكار چون خورشيد بلندمحل از منزل حوت بعزم صيد حمل علم توجه برافراخت و از برج شرف طالع شده بفروغ طلعت عالم‌آرا از ماه تا ماهى روشن ساخت توق منجوق پادشاه كيوان مكان از نخجوان در حركت آمده روزىچند ييلاق نضارت آثار ايقار را از پرتو نزول همايون طراوت سپهر بوقلمون كرامت فرمود آنگاه به فضاى روح افزاى سورلوق شتافت و از آنجا عنان عزيمت برودخانهء تلوار تافته مدت يك ماه در آن منزل بصيد ماهى پرداخت بعد از آن بموجب فرمان واجب الاذعان اوراق همايون مصحوب وكيل السلطنه و اعتماد الدوله ميرزا شاه حسين بجانب قم نهضت نمود و شاهباز چتر خجسته ظلال عازم كوه بيستون و رودخانهء چمچال گشته خسرو گيتىفروز چهل روز در آن مواضع به شكار نخچير و آهو اوقات شريف صرف كرد و از آنجا روى توجه بقشلاق قم آورد و در ماه رمضان سنهء اربع عشرين و تسعمائه خطهء قم از مقدم همايون غيرت‌افزاى جولانگاه انجم گرديد و پادشاه اسلام بآداب ايام صيام قيام و اقدام فرموده پس از آنكه ع هلال عيد بدور قدح اشارت كرد باقامت مراسم آن روز سعيد پرداخت و در بزم نشاط و كامرانى اقداح دوستكامى دركشيده قامت قابليت امرا و اركان دولت را بخلع فاخره مزين ساخت در آن اثنا بمسامع خدام پايهء سرير اعلى رسيد كه حكام مازندران و رستمدار سر از اطاعت و انقياد پيچيده در اداى مال و خراج اهمال مينمايند و باقدام خلاف طريق عنايت پيموده بدست بيشرمى ابواب ظلم و بيداد بر روى فرق عباد ميگشايند بنابرآن فرمان واجب الاذعان نفاذ يافت كه انيس الحضرت البهيه درمش خان زينلخان و بعضى ديگر از امرا و اركان دولت را مصحوب خويش گردانيده عنان به طرف مازندران تافت و بعد از انقضاء فصل دى حضرت اعلى از قم برى خراميده در آن مملكت مزاج همايون از سرحد اعتدال بمقام اعتلال انتقال كرد و